دانلود آهنگ جدید

» ترانههمدان موزیک » صفحه 26

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.
دانلود آهنگ ماکان بند انگار یه خبراییه
پخش آنلاین ماکان بند - انگار یه خبراییه بازدید : 254 مشاهده
00:00
00:00
پخش آنلاین موزیک

دلنوشته عاشقانه دختری 18 ساله از سمنان با کیفیت بالا

دلنوشته عاشقانه دختری 18 ساله از سمنان با کیفیت بالا

دلنوشته عاشقانه دختری 18 ساله از سمنان

دختر 18ساله ای هستم ?
که همین آبان ماهی که گذشت جمع تولدمو باآرزوی که سال آینده این شمع روسرمزارم بذارین خاموش کردم
حدوداً چند سال پیش من که سرم تو کار خودم بود و از عشق بسیار متنفر بودم روزی یکی از هم کلاسی هایم اومد پیشم منم که با همه جوری رفتار میکردم که میگفتن اخلاقت هم مثل رنگ چشمات آدمو جذب میکنه خلاصه سحر اومد و بعد چند دقیقه حرف زدن گفت میدونی پسر خاله من دنبالت هست من که از شدت اعصبانی داشتم میمردم گفتم ببخشید پسر خاله شما منو از کجا دیده گفت فلان روز یادته اومده بود دنبالم شما رو هم دیده الانم دنبال شمارت است من که گوشی شخصی خدارو شکر نداشتم خیالم راحت بود اما شماره مادرم زیاد میترسیدم
تااینکه یک شب مهمان داشتیم گوشی مادرم زنگ خورد من با عجله رفتم جواب دادم یه پسری بود گفت که با مریم کار دارم منم گفتم آقای محترم اشتباه گرفتی اما اون اسرار داشت که درست زنگ زده بعد چند روز یه روز که داشتم از مدرسه بر میگشتم اصلا حال نداشتم و فکر واسترس تمام بدنمو فرا گرفته بود تا اینکه یهو پسری اومد با موتورش بغلم حرف میزد بس خدا شاید است که اگه سرمو بالا آورده باشم هرچی گفت هیچی نگفتم اون روز خودمو بزور رسوندم خونه وقتی رسیدم یهو خون از دهن و بینیم شروع به ریختن کرد حدودا چند هفته ای مدرسه نرفتم به دلیل مریضیم روزی که رفتم مدرسه ازبس تغییر کرده بودم نزدیگترین دوستم شروع به جیغ زدن کردبی خبر از حال من پسره هرشب اس میداد زنگ میزد تهدید میکرد اما من از شدت ترس نتونستم با مادرم درمیان بذارم از اونجایی که خانواده مذهبی و یک داداش غیرتی داشتم محال بود که بازگو کنم
یک شب تصمیم گرفتم جوابشو بدم ای کاش نمیدادم وقتی گفتم الو دنیا داشت خراب میشد رو سرم خلاصه شروع کرد به گفتن این که چقدر عاشقم است چقد دوسم داره منم گوشی رو قطع کردم اون هر روز منو تعقیب میکرد
من نمیشناختمش چون یه بار دیده بودمش اونم سرم پایین بود
تا اینکه مجبور شدم گوشی رو زدم به دیوار گوشی دیگه در کارنبود تو درسام افت کرده بودم زندگیم دگرگون شده بود که خودمو تسلی میدادم بعد چند وقت زنگ زد به مادرم گفت که دختر شما چند سال با من بوده و میخواسته با من فرار کنه وای دنیا رو سرم خراب شد آخه دیگه چقدر نامردی این چ جور عشقی داشت رفته بود به همه ای خواستگارام گفته بود این دوست منه کسی حق نداره خواستگاریش بره خلاصه زیر فشار خانوادم بودم منو بردن دکتر بخاطر معاینه خلاصه روزای کشیدم که گفتنش اشکمو در میاره
بعد چند وقت تونستم پدرمو راض کنم که بذاره به تحصیلم ادامه بدم
پسره دیگه خانوادم تهدیدش کردن دیگه خبری ازش ندارم الانم تو اوج جوانی مبتلا به سرطان خون هستم الان دیگه فکر کنم درد عشقشو باید بکشه این ته نامردی است
وقتی میگین یه دختر دنیاتنو خراب کرده من چی بگم بگم کی زندگی رو ازم گرفته چی بگم
این داستان مطالب دردناک دیگه ای هم داشت که ترجیح میدم چیزی نگم
خواهش میکنم اگه واقعا کسی رو دوست دارین بدون اینکه مزاحمش بشین محترمانه اونو تبدیل به شاهزاده ارزوهاتون کنید خواهش میکنم
کسی رو به سرنوشت من گرفتار نکنید
تاریخ 96/12/16
این داستانو نوشتم تا ببینم شرنوشت واسم چی نوشته
واسم دعا کنید از ته دل واسم دعا کنید
ای عاشقا واسم دعا کنید….
__________
? @Nakaman_iR

دلنوشته زهرا 19 ساله از ارومیه کیفیت 320 و 128

دسته بندی : ترانه تاریخ : جمعه 22 مارس 2019

دلنوشته زهرا 19 ساله از ارومیه کیفیت 320 و 128

دلنوشته زهرا 19 ساله از ارومیه کیفیت 320 و 128

? زهرا هستم ۱۹ سالمه :
دوساله زندگیم آشوبه. دوستی باپسرامخالف بودم ۱۷سالم یکی ازدوستام شمارمو به پسرهمسایمون داده بود

اولش قبول نکردم هیچ حسی بهش نداشتم بعداازمدتی کم کم عاشقش شدم شده بود تموم زندگیم هرچی ازم میخاست بدون هیچ حرفی قبول میکردم فکرمیکردم واقعا دوسم داره امااون منو واسه سواستفاده جنسیش میخاست نه اینکه دوسم داشته باشه ازاطرافیان خیلی حرف شنیدم که باهاش ادامه ندم.امامن حرف حرفه خودم بود فکر میکردم همه دروغ میگن فقط اون راست میگه شهرمون خیلی کوچیکه طوریه که اکثراهمدیگرومیشناسیم.توشهرمون پیچید که ماباهم دوستیم وعشق نامردم همه جا جارزده بود که باهم رابطه جنسی داشتیم الان همه به چشم بدنگام میکنن انگشت نماشدن خیلی بده.بخداقسم من هرکاری کردم فقط بخاطرعشقم بود دوسش داشتم نه واسه هوس.بعداون ازپسرجماعت متنفرشدم!مسیرزندگیم تغییرکرد یه ادم دیگه ای شدم درسمو ول کردم دیگه حوصله هیچی ندارم دیگه بریدم.انقدازدرو همسایه حرف شنیدمو حرس خوردم مشکل عصاب پیداکردم.واسه فراموش کردن گذشتم به یکی ازخاستگارام که هیچ علاقه ای بهش نداشتم جواب مثبت دادم که ای کاش نمیدادم مدتی گذشت ازش جداشدم.الان عشقم داره زنگیشو میکنه من موندمو قرصای اعصابم اینم تاوان اعتماد بی جا.خواهش میکنم بخاطرانتقام وهوس زندگی یه ادم بی گناهو خراب نکنید…

دلنوشته احساسی سیما 19 ساله از مرودشت با لینک مستقیم

دلنوشته احساسی سیما 19 ساله از مرودشت با لینک مستقیم

سما هستم ?
دقیقا هفت سال پیش تو اوج شیطنت با پسری آشنا شدم برام جنبه سرگرمی داشت تا اینکه روز ب روز علاقمون ب هم بیشتر شد دوماه از رابطه گذشت بهترین روزا رو داشتیم اما اون خیلی بیشتر عاشق بود تا اینکه برام خواستگار اومد. عشقم بهم گفت نرو من میخوامت اما من جدی نگرفتم و ظالمانه ترکش کردم و با خواستگارم نامزد شدم هرروز دعوا و درگیری بعد یکسال دوباره عشقم بهم زنگ زد ک گفت ک نتونسته فراموشم کنه با وجود نامزدم بازم ی مدت باهاش بودم گفت جدا شو خانوم خودم شو جدی نگرفتم رابطمو باهاش تموم کردم.
تا اینکه عروسی کردم اما خیلی وقتا یادش میفتادم تا اینکه بدترین روزا رو با شوهرم داشتم چندباری خواستم جدا شم اما نشد. تا جایی رسیدیم که شوهرم جلو چشمم بهم خیانت میکرد منم از سر لج برگشتم پیش عشقم رابطمو باهاش شروع کردم اما با این تفاوت ک دیگه اونم ازدواج کرده بود با این وجود دوماه باهم بودیم بهترین روزای عمرم بود دیگه هیچ چیزی برام ارزش نداشت تصمیم گرفتیم هردومون از همسرامون جدا شیم برگردیم پیش هم. تا اینکه ی روز بی خبر دیگه جوابمو نداد کار هرروزم گریه و زاری دیگه ازش خبر نداشتم. درگیریم با شوهرم بالا گرفت و بزور ازش جدا شدم. اینبار فهمیدم اونی که عاشق تره من شدم حالا عشقم ترکم کرده هر لحظه ب فکرش بودم امید داشتم برگرده بگه از خانومش جدا شده اخه اونم با زنش مشکل داشت اما همین دیروز بهم ز زد گفت که یک ماه دیگه بچه اش بدنیا میاد. دنیا رو سرم خراب شد. اما اینو میدونم ک همش تقصیر خودم بود با حس بچگانم عشقمو از دست دادم.
امیدوارم خوشبخترین باشه منم یه جور با خودم کنار میام. اما تا عمر دارم دوسش دارم❤️❤️
___
? @Nakaman_iR

دلنوشته غم انگیز و دلنشین نیا 25 ساله از کرج با لینک مستقیم

دلنوشته غم انگیز و دلنشین نیا 25 ساله از کرج با لینک مستقیم

? من نیا هستم..
و بیست و پنج سالمه
وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم ساید سن واقعیم صد سالی باشه

من از همون دخترایی بودم ک از بچگی هر چی رو ک خواستن داشتن من یه روزی شاد ترین دختر دنیا بودم …..وقتی سال اول دبیرستان بودم یه معلم ادبیات داشتم ک از رشت اومده بود یه خانوم خیلی مهربون بود یه روز ازم خواست ک باهاش برم از بیرون چن تاوسیله واسه مدرسه بگیریم و منم قبول کردم خودش ماشینشو نیاورده بود و گفت ک با پسرم بریم منم قبول کردم وقتی رفتیم بیرون متوجه میشدم ک با پسرش درمورد من حرف میزد اسمش کیان بود بعد از اینکه خریدامونو کردیم برگشتیم کاملا متوجه بودم ک حظور من فقط برای دیدن کیان بوده بعد از چن روز منو از دفتر مدرسه خواستن وقتی رفتم معلمم ازم خواست ک اجازه بدم بیان خواستگاری ولی من نمیتونستم قبول کنم چون سنم خیلی کم بود اون وضع زندگیش خوب بود و همه چیزو داشت ولی من ارزو های زیادی داشتم من میخواستم دندون پزشک شم و اگه وارد زندگی با کسی میشدم نمیتونستم …..خلاصه چن باریم با مامانم صحبت کردن ولی من قبول نکردم و این بزرگترین اشتباه زندگیم بود ……..کیان اونقدر منو دوس داشت که هر روز میومد و ازم میخواست باهاش ازدواج کنم اما من تو یه دنیای دیگه بودم و قبول نمیکردم تا اینکه سال دوم بودم ک منم ازش خوشم اومد ولی دیگه ب خاطر غرور لعنتیم نمیتونستم قبول کنم اون چهار سال سایه ب سایه دنبالم بود و ازم یه درخواست داشت ولی قبول نکردم حتی واسه دور کردنش مجبور شدم بگم ازدواج کردم ولی بازم فهمید ک دروغ بوده دوسش داشتم ولی مغرور بودم.،تا اینکه یه روز وقتی رفتم مدرسه شنیدم ک با دوست صمیمیم نامزد شده وقتی اینو شنیدم پاهام سست شد چون علاوه بر این قضیه حال مادرم یه هفته ای بود ک بد شده بود وتو بیمارستان بود حال روحیم خیلی بد بود این خبرم منو شکست ولی ب روی خودم نیاوردم وقتی ب هوش اومدم تو دفتر بودم و معلما بالا سرم بودن ک دیدم اونو دوستم با یه جعبه شیرینی اومدن تو دفتر
وقتی دیدمشون داشتم دیوونه میشدم ولی دم نزدم وقتی بهم شیرینی تعارف کردن از لجش گرفتم و گاز زدم ….اون شیرینی تلخ ترین شیرینی عمرم بود ….دو ماه گذشت یه روز همون دوست صمیمیم با چشمای گریون اومد تو کلاس و زد تو گوشم و گفت ازت متنفرم ..همینجور خشکم زده بود و مات و مبهوت مونده بودم ک دوستم بهش گفت چرا میزنیش ؟!؟اونم گفت ک کیان میخواد ب خاطر این لعنتی منو طلاق بده …..باورم نمیشد انگا یه کابوس لعنتی بود .چن روز گذشت ک دوباره اومد تا منو ببینه وقتی دیدمش سعی کردم راهمو بکشمو برم ک یهو دستمو گرفت و گفت تاکی میخوای اینطوری باشی منم یکی زدم تو گوششو گفتم بار اخر ت باشه ک ب من دست میزنی و رامو گرفتم و رفتم …..چن روز بعد ک دیگه داشتم امتحانای ترم اخر پیش دانشگاهیو پاس میکردم شنیدم ک خود کشی کرده اگه بگم ک مردم دروغ نگفتم ..معلمم اومدو دستمو گرفت برد بیمارستان منو برد پشت شیشه سی سی یو وقتی نگاه کردم دیدم اون فقط یه جنازه رو تخته او ن رفته بود کما ….دو سال تو کما بود و من هر زوز ب یه بهانه ای میومدم ببینمش نه درس نه زندگی هیچی برام اهمیت نداشت تا اینکه به هوش اومد و منم دیگه نرفتم دیدنش نوزده سالم بود ولی همه خواستگارامو رد کردم کلا بیخیال زندگی مشترک شدم چون دیگه واسم معنی نداشت چن بار دیگه هم اومد خواستگاری دیگه قید همه چیو زدم قبول کردم فک میکردم خوشبخت میشم پنج روز مونده ب عروسیمون رفت یه ماموریت کاری اما دیگه بر نگشت اون تصادف کرده بود در دم مرده بود ……..تا دو ماه نتونستم حرف بزنم دیوونه شده بودم چن باری خودکشی کردم ولی فایده نداشت یه سال بعد منو ب زور فرستادن دانشکده دندان پزشکی و هر جور شده میخوان بمونم ولی من دیگه چیزی برام مهم نیست من دیگه یه جسدم ک فقط نفس میکشه اره این منم ک نا کام واقعیم ارزومم اینه ک یه بارم شده تو خواب ببینمش ولی دیگه نمیشه …….

دلنوشته زیبای حامد 21 ساله از کرمانشاه با لینک مستقیم

دلنوشته زیبای حامد 21 ساله از کرمانشاه با لینک مستقیم

?حامد 21 سالمه ، بچه کرمانشاه هستم ،سال 92بود که رفتم کتابخونه با رفیقم یه دختری رو دیدم اونجا که ازش خوشم اومد خلاصه شماره رو بهش دادم وبعد از 2هفته بهم پیام داد کم کم عاشق هم شدیم من خیلی دوسش داشتم طوری که بدون او دنیا واسم میشد جهنم ،باهم دیگه قرار میذاشتیم و همو میدیدیم ،ای کاش که هیچ وقت نمیدیدمش .از درس خوندن دل کندم از خانوادم و از دوستام طوری که شبا تا نصفه شب میرفتم تو اتاقو و یه هندزفری تو گوش با اشکهای که سرازیر میشد بخاطرش از خونه فرارکردم رفتم تهران منی که تو خانواده مثل یه شاهزاده بودم اصلا ب فکرشون نمیرسید که همچین کاری بکنم، بخاطرش سم خوردم افتادم بیمارستان و خیلی کارای دیگه ک انجام دادم سرتون رو ب درد نمیارم خلاصه نزدیک یکسال باهاش بودم اندازه یک سال خاطره باهاش داشتم نزدیک امتحانای خرداد بود که پیام فرستاد مدتی گوشیمو خاموش میکنم بعد از امتحان روشنش میکنم و همو میبینیم ،گذشت وقتی ک امتحانا تموم شد بهش زنگ زدم گوشیش خاموش بود با خودم فک کردم ک حتما خسته اس بخاطر ای امتحانا خلاصه تا یک هفته گذشت دیدم بازم گوشیش خاموشه دلم بشور افتاد رفتم در خانشان اما متاسفانه کسی درو باز نکرد رودیوار خانشان اسم خودمو نوشتم تا واسش مث ی علامت باشه تا بدونه ک ب محلشان آمدم اما خبری نشد ک نشد تا شیش ماه شبو روز گریه میکردم و همه روزه در خانشان تا شاید ببینمش بعد از شیش ماه زنگ زد پشت گوشی گریه میکرد میگفت ک نامزدی کردم بهت خیانت کردم و آه تو دامنمو گرفته و گوشیو قطع کرد بهش زنگ زدم گوشیشو خاموش کرده بود و بعدنا بهم خبر دادن که خانشان از کرمانشاه رفته ، من ماندن با دنیای از خاطره تنها کسی که تنهام نذاشت صندلی تو پارک بود دیگه از همه چی دل کندم از جنس دخترجماعت متنفر شدم عشق واسم معنی هیچ چیزی نمیدادب جز خیانت، اگه بهش شماره نمیدادم شاید الان از لحاظ درسی تو اوج بودم اما الان متاسفانه شدم ی جوانی ک زندگی کردن واسش شده بهونه ، امیدوارم هیچ عاشقی بدون معشوقه نباشه وقتی ک تنها بشه دیگه مرگش واجبه
خداحافظ….
___
? @Nakaman_iR

دانلود آهنگ پا به پای تو – محسن یگانه (من باشم و فکرت یه خیابون) با لینک مستقیم

دانلود آهنگ پا به پای تو - محسن یگانه (من باشم و فکرت یه خیابون) با لینک مستقیم

دانلود آهنگ عاشقانه پا به پای تو از محسن یگانه

متن آهنگ

من باشم و فکرت یه خیابون و دل دلتنگ و نم بارون و

تا جنون میرم لحظه ی دوری همه میشنسن منو اینجوری

هرجا لبخندم سرد و بی جون هرجا تو حرفام غم بارون

حنده های تو مرحمم میشه خندهات آب روی آتیش

پا به پای تو غم و دادم رفت بد دنیا رو با تو یادم رفت

تو رو یادم هست از شبای سرد گرمی دستات منو خوابم کرد

پا به پای تو غم و دادم رفت بد دنیا رو با تو یادم رفت

تو رو یادم هست از شبای سرد گرمی دستات منو خوابم کرد

پا به پای تو رامو رامو گم کردم گم شدم اما بر نمیگردم

بی تو لبخندم سرد و سنگینه ما کنار هم آرزوم اینه

که چشات هر شب مال من باشه صبح پاشم و چشمات رو به من واشه

هرچقدر نیستی از خودم سیرم بی تو دلتنگم بی تو میمیرم

پا به پای تو غم و دادم رفت بد دنیا رو با تو یادم رفت

تو رو یادم هست از شبای سرد گرمی دستات منو خوابم کرد

پا به پای تو غم و دادم رفت بد دنیا رو با تو یادم رفت

تو رو یادم هست از شبای سرد گرمی دستات منو خوابم کرد

دلنوشته حسرت انگیز شکیلا 18 ساله از چالوس با لینک مستقیم

دلنوشته حسرت انگیز شکیلا 18 ساله از چالوس با لینک مستقیم

?شکیلا هستم…
دختری که احمقانه کل زندگیشو داد به عشقش..
همه چی از اون داروخونه ی لعنتی شروع شد..
تصمیم گرفتم برم یجا کار کنم که یکی از اشناهامون بهم پیشنهاد کرد برم داروخونه..منم رفتم..
تقریبا یه ماه میگذشت که اونجا بودم،کارمو خییییییییلی دوست داشتم..
یه روزی تو اینستاگرام همه ی همکارامو فالو کردم که اون پسرم توشون بود..باهم حرف زدیم بهونه ای جور شد که شماره بدیم و بیایم تلگرام..
اوایل من تصمیم نداشتم باهاش دوست شم به خودشم میگفتم که تو فقط همکارمی ولی اون همش میگفت که دوست دارم و میخوام که مال من بشی..چند وقتی گذشت که باهم بودیم طوری که نفسم به نفسش بند بود..اگه یه روز میرفت مرخصی فرداش برای دیدنش جون میدادم..
اینقد بهم عشق داد که من از خانوادم دور شدم و همه کسم شد اون..
همه چیمو بهش دادم،روحم ،قلبم،عقلم،جسمم?،تنم،عمرم……همه چیمو دادم بهش که فقط مال من باشه..
کاری نبود که ازم بخواد و من انجام ندم.
ولی…..
یواش یواش سرد شد..هرکاری کردم نگهش دارم نشد..
هی میرفت و میومد
هردفعه میومد به قلبم جون میداد و هردفعه میرفت دوبرابر همون جونو ازم میگرفت..
ومن مجبورم شدم از داروخونه بیام بیرون بلکه ازش دور باشم..الکی یه دعوا با مسئول داروخونه کردمو اومدم بیرون(یه عقده ایم از اون مسئول بیشرف داشتم)
وقتی از داروخونه اومدم بیرون کل ارزوهام و ایندم جلوی چشام سیاه شد به هیچی جز دور شدن از اون جهنم فکر نمیکردم..و رفتم پیش مامانم.
بعداز چند روز جوری شد که افسردگی شدید گرفتم..خودکشی کردم
هرشب با دیازپام و الپرازولام میخوابیدم
غذا نمیخوردم،کار دردیقم دیدن عکساش بود و گریه کردن..
تااینکه مامانم فهمید بکارتمو از دست دادم..
و چون قضیه اون پسره رو میدونست فهمید که کار اونه..
رفت ازش پرسید که چرا اینکارو باهام کرده؟! ولی اون زد زیر همه چی،گفت که کار اون نبوده و من قبلا باکس دیگه ای بودم..
حتی وقتی باخودمم حرف میزد میگفت نه کار من نبوده..
نمیتونم باور کنم این پسر همونی بود که وقتی بغلم میکرد کل دنیا مال من میشد..همونی که میگفت عطرموهات منو دیونه میکنه..
این همون پسره؟؟?
با تموم اینا من هنوزم عاشقشم..ولی یه حس تنفر تمام عشقمو بی هدف کرده..
براش ارزوی بهترینا رو دارم..
((به گرد بودن زمین شک ندارم))
همه چی برام یه اخرش رسید..
دیگه از هیچکس هیچ توقعی نخواهم داشت..
تنها یادگاری ازش چندتا عکس و یه جای تیغ رو دستمه..
و دراخر..
دنیای یه دختر ۱۸ساله برای همیشه به پایان رسید..
___
? @Nakaman_iR

دانلود آهنگ غمگین تقاص از علی بابا با لینک مستقیم

دانلود آهنگ غمگین تقاص از علی بابا با لینک مستقیم

دانلود آهنگ غمگین تقاص از علی بابا

متن آهنگ

یکم اروم تر بزار بخوابه راحت | چیزی نگو فقط میخوام صدای ساعت

واسش لالای بخونه شاید یادش بیاره | چه روزای که بودم دنبالش پیاده

فقط له شد غرورم پس به کسی نگو | با من چکار کردی این که چیزی نبود

وقتی فهمیدم دورو ورت بودنم اضافه س | گفتی نباشی میمیرم حالا زنده ای چرا پس ها

بگو شاید یکم به خودم بیام من رو ول کردی رفتی تو اوج سختیام

خدای چی داری بگی تو مگه چیزی گذاشتی | لعنت به لحظه هامون لعنت به هرچی که داشتیم

حالا راحت رو بیخیال داره مسیرشو میره | بیچاره اون کسی که بعد من اسیر تو میشه

اونی که از تو واسه خودش یه فرشته ساخته | مونده من و یه قلمی که هرچی نوشته باخته

دلم گرفته اسمون از ادمای شهرمون از اون کسی که بیخیال نشسته دست به دست اون

دلش یجای دیگه بودهمش میگفت مال منه | نبودنش سخته داره بغض گلومو میشکنه

شکایت از کسی نکن اگه یروز دلت شکست اینم تقاص اون دلی که عمری رو به پات نشست

گریه نمیکنم دیگه غرورمم نمیشکنم رفتی ولی یادت باشه هیچوقت ازت نمیگذرم

زیر لبت خیلی اروم چیزی داری میگی یا که تیریب زدیو داری جای میری

هرجا داری میری میدونم تنها نیستی | ته استکانت داری میریزی ویسکی

رنگ روژ لبت روی فیلتر سیگارت | چقد به صورتت میاد خط چشم سیاهت

روبه راست علی تو چخبر دیگه راستی میدونم که کنارته ینفر دیگه

اره میدونم که الان پیش رفقا جمعی | از ما گذشتی رفتی پی نفر بعدی

تو این شبا تنها رفیقمم پیکای الکل | اما تو اونو روی تخت سفت بغل کن

بزار همه بفهمن چقد دوستش داری تو | خیلی سعی میکنی مثل خودش باشی و

تو هر شرایط باهاش بسازیو باشی | تو به فکر اون باش عشق ماکه پاشید

دانلود آهنگ جنجالی مکر شیطان از حامد زمانی با لینک مستقیم

دانلود آهنگ جنجالی مکر شیطان از حامد زمانی با لینک مستقیم

دانلود آهنگ جنجالی مکر شیطان از حامد زمانی

متن آهنگ

به این آتش برس هیزم مهیا کن مهیاتر
گلستانیم ما در آتش نمرود زیباتر

مهیا کن ولی خورشید محشر نیز در راه است
مهیا کن ولی عمر تو کوتاه است کوتاه است

بسوزان و تماشا کن شهادت پوشی ما را
رقم کی می‌زند این شعله ها خاموشی ما را

اذان آه ما آتش زده طومار عصیان را
بسوزان تا رساتر بشنوی نام شهیدان را

مسلمانان، مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید
در این بتخانه ابراهیم باشید و تبر گیرید

به یک دریای واحد می‌رسند این رودها روزی
می‌اید از شبستان مساجد صبح پیروزی

بسوز ای سعی باطل آخر این ماجرا با ماست
تو مکر آخر شیطانی و مکر خدا با ماست

هلا ای از درون ویران، ببین آبادی ما را
بخوان از مشرق حق روشنای صبح فردا را

سل الانوار هل لازلت یا شیطان نعسانا
لقد عدنا و فینا القلب للعلیاء لهفانا

(از این روشنایی‌های برآمده بپرس؛ آیا هنوز در خواب هستی ای شیطان؟
اینک ما به سمت نور بازگشته‌ایم و در سینه قلبی است که برای اوج آسمان‌ها می تپد)

أتی یهفو من الوجد؛ عظیم النهج و القصد
کسیف یخرق الدیجور فی مجلاه ایمانا

(دل ما این که به سمت سربلندی در جریان است در مسیری با شکوه و با هدفی بزرگ
همانند شمشیری که با جلایش تاریکی را شکافته و در جلوه‌اش جاری ایمان است)

و نحن الان فی طول المدی نجری الی الصبح
لنرسم خطونا فی النور و الآفاق مسرانا

(و اینک ماییم که در تمام مسیرها به سمت صبح در جریانیم
تا گام‌هایمان را در نور ترسیم کنیم و قدمگاهمان در آسمان‌ها باشد)

برایات الفدی فی ساحه الایمان اشرقنا
لماذا لا ننادی الموت ان الموت احیا

(با بیرق های ایثار در ساحت ایمان طلوع کردیم
چرا شهادت را به سمت خود نخوانیم چرا که این مرگ ما را جاودانه کرده است)

دانلود آهنگ خیلی سخته از علی بابا با کیفیت بالا

دانلود آهنگ خیلی سخته از علی بابا با کیفیت بالا

دانلود آهنگ خیلی سخته از علی بابا با همکاری فرهاد نوری و مهدی کی فور

متن آهنگ

خیلی سخته ولی اینبار دیگه چشام سوی گریه رو نداره

خیلی سخته ولی اینبار دیگه تو رو من نمی بخشم دوباره