دانلود آهنگ غمگین ساعت هفت از بابک اعلم با لینک مستقیم

دانلود آهنگ غمگین ساعت هفت از بابک اعلم با لینک مستقیم

دانلود آهنگ غمگین ساعت هفت از بابک اعلم با لینک مستقیم

دانلود آهنگ غمگین ساعت هفت از بابک اعلم

متن آهنگ

 از غروبی که تو رفتی ساعتم همیشه هفته

عقربه خیره و آروم عکستو نشونه رفته

چه تماشایی مهیبی دل به عکس تو سپردن

از صدای بستنه در همه وصله هام مردن

من تمومه لحظه هامو به نگاه تو فروختم

تو به یک ثانیه رفتی من تو این فاصله سوختم

من تمومم از همین جا چه سکوته سردو سختی

من چه بی دلیل موندم تو چه شاعرانه رفتی

همه ی عشقه یه عمرو از توی عکسه تو بردم

بعدتو به ساعت من هفت و یک ثانیه مردم

همه ی عشقه یه عمرو از توی عکسه تو بردم

بعدتو به ساعت من هفت و یک ثانیه مردم

 از غروبی که تو رفتی ساعتم همیشه هفته

عقربه خیره و آروم عکستو نشونه رفته

چه تماشایی مهیبی دل به عکس تو سپردن

از صدای بستنه در همه وصله هام مردن

من تمومه لحظه هامو به نگاه تو فروختم

تو به یک ثانیه رفتی من تو این فاصله سوختم

من تمومم از همین جا چه سکوته سردو سختی

من چه بی دلیل موندم تو چه شاعرانه رفتی

همه ی عشقه یه عمرو از توی عکسه تو بردم

بعدتو به ساعت من هفت و یک ثانیه مردم

همه ی عشقه یه عمرو از توی عکسه تو بردم

بعدتو به ساعت من هفت و یک ثانیه مردم

دانلود آهنگ غمگین ساعت هفت از بابک اعلم با لینک مستقیم
143 مشاهده

دلنوشته پاییزی هادی 24 ساله از تهران کیفیت 320 و 128

دلنوشته پاییزی هادی 24 ساله از تهران کیفیت 320 و 128

دلنوشته پاییزی هادی 24 ساله از تهران کیفیت 320 و 128

دلنوشته پاییزی هادی 24 ساله از تهران

از موقعی که یادمه سایه فقر توی زندگیمون بود..پدرم‌ کارگر یه کارخونه بود که بعدچندسال از کار بیکارش کردن

مجبور به کارگری شد.خلاصه از دوران مدرسه کار میکردم..خلاصه دیپلمو گرفتم.دیگه واسه خودم اوستا کار شده بودم..تااینکه یه دل نه صد دل عاشق دختر همسایمون شدم.
تازه اومده بودن تو محل..اسمش مبینا بود..از لحاظ قیافه خیلی خوب بود..مثل ماه میدرخشید.ولی یه مشکلی بود..پدرش معتاد بود..مادرم میگفت تو رو هم خراب میکنه..ولی تو کتم نمیرفت..روز و شبم شده بود مبینا..شبا به امید رسیدن بهش میخابیدم.. ولی چندتا از بچه های محل میگفتن این توی دانشگاه با پسرا رفیقه.ولی من گوشم بدهکار نبود میگفتم همتون حسودید..بالاخره مادرمو راضی کردم..رفتیم خاستگاری.عقد کردیم..تازه فهمیده بودم خوشبختی چیه…چقد باهم پارک طالقانی و فرحزاد رفتیم..ولی خزان اومد و بهار ارزوهام رفت….یه روز با دوستام رفتیم بیرون…از دور دیدم یه دختر و پسر خیلی راحت نشستن و صدای خندشون میاد..اول جدی نگرفتم..ولی خوب که د قت کردم دیدم مبیناس..نمیخاستم باور کنم..همش میگفتم خابه…مگه میشه اخه…ولی واقعیت داشت..دست تو دست یه پسر دیگه…تازه فهمیدم حرفای دوستام درست بود..ازش عکس گرفتم..بهش گفتم ..زیر بار نمیرفت..تااینکه عکس بهش نشون دادم..خشکش زد..نتونستم جلو خودمو بگیرم..زدم زیر گوشش …جوری که خون دماغ شد…گفتم حالا گمشو برو.. 

دلنوشته پاییزی هادی 24 ساله از تهران کیفیت 320 و 128
162 مشاهده

دانلود آهنگ تو که عید منی از بنیامین بهادری کیفیت 320 و 128

دانلود آهنگ تو که عید منی از بنیامین بهادری کیفیت 320 و 128

دانلود آهنگ تو که عید منی از بنیامین بهادری کیفیت 320 و 128

دانلود آهنگ تو که عید منی از بنیامین بهادری

متن آهنگ

بیا باش با خودم بیا باش تا خودم
اطراف تو باشم اطراف تو هی عطر بپاشم

من حال خوشی دارم
تو فکر همین کارم
گیتارمو بردارم و
اطراف همین شهر بچرخم

اسفندُ کنم دود
هی فال بگیرم

گل در بر می در کف و معشوق به کام است بخونم
این شاخه گل سرخُ به دستت برسونم
این سالُ من از دست تو تحویل بگیرم
در وا کن و آغوشتُ دریا کن و تحویل بگیرم

تو که عین منی عید منی
عیدت مبارک
تو که شکل منی هموطنی
عیدت مبارک
تو که این همه هم حس منی
عیدت مبارک

عیدت مبارک
عیدت مبارک

متن آهنگ تو که عید منی بنیامین بهادری
حرکات تو هرکار تو
هر حرفی که درباره ی تو باشه عزیزه عزیزم

من با تو خوشه حالم
من با تو چه خوشحالم
صد سال به این سالم و این حال عزیزه عزیزم عزیزم

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است بخونم
این شاخه گل سرخُ به دستت برسونم
این سالُ من از دست تو تحویل بگیرم
در وا کن و آغوشتُ دریا کن و تحویل بگیرم

تو که عین منی عید منی
عیدت مبارک
تو که شکل منی هموطنی
عیدت مبارک
تو که این همه هم حس منی
عیدت مبارک

عیدت مبارک
عیدت مبارک

تو که عین منی عید منی
عیدت مبارک
تو که شکل منی هموطنی
عیدت مبارک
تو که این همه هم حس منی
عیدت مبارک

عیدت مبارک
عیدت مبارک

دانلود آهنگ تو که عید منی از بنیامین بهادری کیفیت 320 و 128
152 مشاهده

دلنوشته غمگین نوید 23 ساله از چالوس کیفیت 320 و 128

دلنوشته غمگین نوید 23 ساله از چالوس کیفیت 320 و 128

دلنوشته غمگین نوید 23 ساله از چالوس کیفیت 320 و 128

دلنوشته غمگین نوید 23 ساله از چالوس

هیجده سالگی رفتم خدمت سربازی تازه یه سال خدمت شدم

که یه روز اومدم مرخصی که بریم عروسی فامیلمون رفتیم عروسی من یه دختریا دیدم بااین که سنم کم بود ولی بخدا یه دل داشتم و صد دل عاشقش شدم سنی نداشت اون موقع ۱۴سالش بود
مرخصی من تموم شد برگشتم سرخدمت ولی دیگه شب روز نداشتم از بس بهش فکر می کردم هرکاری کردم نتونستم خود ما کنترل کنم رفتم پیش فرمانده مرخصی خواستم دوباره بهم نداد شب شیفت پستم بود نقشه فرارا کشیده فرارکردم رفتم خونه در زدم مادرم درا باز کرد گفت خیر باشه گفتم خیر گفت چیه مگه تو پادگان نبودی گفتم من عاشق شدم تا برام هم نگیرینش خدمت نمی رم من پدر ندارم پدرما توتصادف ازدست دادم مادرم میره باداداش بزرگام مشورت می کنه داداشم میگن عمرن اگه ازاین طایفه دختر بگیریم هیچ من دیگه خدمت نرفتم تا یه روز عروسی پسر عموم بود اون هم اومده بود به زن داداشم گفتم بهش گفت دیگه اون می دونست تا یه روز رفتم خونشون به مادرش گفتم می خوامش دیگه از طریق گوشی مامانش باهم حرف می زدیم طوری شده بودم که وقتی بهاش حرف می زدم فقط گریه می کردم تا یه یه سالی باهم حرف زدیم خانوادم دیدن فایده نداره به من گفتم بورا خدمت وبیا برات می گیرمش منم رفتم خدمتا تموم کردم خلاصه اومدم یه یسالی چسبیدم بکار ۲۰میلیونی کار کردم براخرج عروسی دیگه عشقمون یه سه سالی طول کشید دیگه بخدا طوری عاشق هم شدیم که اگه یه روز صدای هما نشنفتیم می مردیم یه شب داشتم بهش می گفتم که اندازی تمام دنیا بهت اعتماد دارم مبینم یه دفعه بغض گلوشا گرفت گفت نوید اگه یه نفر قبلا عاشق کسی بوده ولی یه یه سالی بینشون فاصله بیفته وتوهمون موقع خواستگار براش بیاد که فکر کنه این خواستگار بهتراز اونه تا پای خون ازمایش هم بهاش بره بعد پشیمون بشه میفهمه هشیکی مثل عشق اولش نمیشه بنظرت عشق اولش باید چکار کنه من گفتم اگه واقعا عاشقش بوده باید در عوض این خیانت که با یکی دیگه ترجیهش دادباید براهمیشه فراموشش کنه اینا که گفتم دیدم حق حق گریش بلند شد فهمیدم که بهام چیکار کرد الان دوسالیه قیدشا زدم یعنی نمی خوام ببینمش ولی همیشه میاد میره پیش مامانم وداداشام گریه می کنه هردوماهی یه برا زنگ می زنه میگه ببخشم ولی نیمیشه باوجودی که آنقدر دوستش دارم که اگه بلایی سرش بیاد یک لحظه بعدش خود ما زنده نمی زارم ولی نمی تونم اون کارشا ببخشم

به خدای بالایی قسم از روز که عاقش شدم دست به کسی نزدم برای شرایط روهیم چند بار تصمیم گرفتم دوست دختر بگیرم که بهش فکر نکنم ولی نتونستم شونه ای که برای یکی دیگه اماده کردم یکی دیگه بیاد بهش تکیه بده بقران من تاروزی که بمیرم نمی تونم با کسی باشم بیچاره من که یه روز تو خواب سکته می کنم می میرم باعث افتخارمه هنوز پرچم مردیم بالاست به هیشکی خیانت نکردم جز خودم

دلنوشته غمگین نوید 23 ساله از چالوس کیفیت 320 و 128
135 مشاهده

دانلود آهنگ جدید آروم باش از فردین کنعانی با لینک مستقیم

دانلود آهنگ جدید آروم باش از فردین کنعانی با لینک مستقیم

دانلود آهنگ جدید آروم باش از فردین کنعانی با لینک مستقیم

دانلود آهنگ جدید آروم باش از فردین کنعانی

متن آهنگ

من عاشق با تو بودن 

عاشث هرچی که بگی

یه راه زندگی 

منم تون اونی کهع با تو بود

منم اون که تموم جونمو تنم به داده

دانلود آهنگ جدید آروم باش از فردین کنعانی با لینک مستقیم
156 مشاهده

دلنوشته پاییزی محدثه 17 ساله از اهرم با کیفیت بالا

دلنوشته پاییزی محدثه 17 ساله از اهرم با کیفیت بالا

دلنوشته پاییزی محدثه 17 ساله از اهرم با کیفیت بالا

دلنوشته پاییزی محدثه 17 ساله از اهرم

15 سالم بود ک دیگ داشتم کمبود نداشتن پدر حس میکردم همیشه فک میکردم بخاطر اینکه بابا ندارم باید یکی باشه تا این کمبود مرد تو زندگی من پر کنه

با اینکه مامانم خیلی مهربون بود ولی با این وجود نمیدونم چرا همچین فکری با خودم میکردم از طرفی دیگ هم من یکی از پسرای فامیل ک مث داداشم بود خیلی دوست داشتم همه اینا رو از رفتاراش میفهمیدم از بچگی با هم بودیم حتی خانوادهامون ما رو نشون هم کرده بودن ولی از وقتی من یکم بزرگتر شدم اون میومد خونمون و ب مامانم در باره دوست دختراش میگفت و عکساشون نشونش میداد دل من اتیش میگرفت از اون موقع بود ک فهمیدم همه حرفا و قولاش ک سال پیش بهم میگفت همش کشک بود من خیالاتی شدم وقتی فهمیدم اون اینجوری زد زیر حرفاش گفتم منم مث خودش همین کارو میکنم با وجود اینکه خیلی دوسش داشتم ولی انگاری ی عقده شد برام سال اول دبیرستان بودم ک دوستام منو تو ی گروه بردن و اونجا بود ک برای اولین بار با ی پسر دوست شدم ولی فقط دوستیمون در حد حرف بود و چند ماهی بیشتر طول نکشید ک تموم شد بعدش با یکی از بچه محل هامون اشنا شدم اولاش پسر خوبی بود با هم بیرون میرفتیم از رفتاراش و کاراش میفهمیدم ک منو دوس داره ولی بعد از چند ماه ک گذشت درباره رابطه های جنسی باهام حرف زد میگفت ک عشق و علاقه رو زیاد میکنه و اینجور حرفا….. من هیچی نگفتم ولی ی دفعه ک رفته بودم ببینمش گفت بریم خونه من لباسم عوض کنم بعد بیریم بیرون منم گفتم باشه نمیدونستم ک چ فکرایی با خودش داره وقتی رفتم تو خونه دیدم ک ن خبری نیس و اون میخواد حرفی ک زده بود بهش عملی کنه اون موقع میگفت محدثه تو نگران چی ما باهم ازدواج میکنیم و هیچکسی هم نمیفهمه ولی من روی حرفاش اصلا حساب نکردم و نزاشتم کاری باهم بکنه اونجا دعوامون شد و منو رسوند در خونه و تا 1 هفته ازشم خبری نبود اون موقع فهمیدم ک اون منو فقط واسه سوء استفاده جنسیش میخواست ن اینکه دوسم داشته باشه بعدش دوباره اومد سراغم و فقط باهم حرف میزدیم منو ب بهانه مختلف ک میگفت میترسم یکی مارو ببینه میبرد منو خونه ولی بازم میخواست کار خودش بکنه تا اینکه دیگ رابطمون قطع شد ولی بخاطر اینکه بعد از چند ماه هی بهم زنگ میزد اخر مامانم فهمید و ی دعوای اساسی درست شد برام از اونجا ب بعد بود ک دیگ از همه پسرا بدم اومد دیگ دوست نداشتم دل ب هیچ پسری بدم فهمیدم همش کشک دوست داشتن وجود داره ولی اخرش همین اخرش میخوان ازت ی استفاده ای بکنن
همه چی بوسیدم و گذاشتش کنار
الان 3 سال گذشت از اون ماجرا با اینکه هیچ کسی نیس تو زندگیم ولی احساس ارامش بهتری دارم فک میکنم این عقده ک داشتمم الکی بود فک میکردم با این کارم میتونم تلافی کنم و اونم بفهمه ولی ن اشتباه فک نمیکردم
___

دلنوشته پاییزی محدثه 17 ساله از اهرم با کیفیت بالا
152 مشاهده

دلنوشته غمگین عارفه 23 ساله از خرمشهر کیفیت 320 و 128

دلنوشته غمگین عارفه 23 ساله از خرمشهر کیفیت 320 و 128

دلنوشته غمگین عارفه 23 ساله از خرمشهر کیفیت 320 و 128

دلنوشته غمگین عارفه 23 ساله از خرمشهر

میخوام ازغمام بگم امشب بدجوردلم گرفته دارم باگریه مینویسم براتون

،دوسه سال پیش بایه پسرآشناشدم مغازه مانتوفروشی داشت مانتوازش میگرفتم خانوادگی مشتریش بودیم خیلی ازش خوشم میومدهرروزبی بهانه میرفتم توپاساژشون شب وروزنداشتم تا اینکه باهاش دوس شدم ازاول بهش گفتم من توروواسه زندگی میخوام اونم گفت منم قصدم ازدواجه و قول مردونه دادبه شرفش قسم خورد،،،دوسال گذشت دیوونش شدم میگفتم عشقم بسه دیگه عذاب من سختمه بیاخواستگاری من شرایطی خانوادگی خوبی نداشتم خانوادم ازگوشی داشتنم خبرنداشتن فک کنین من دوسال پنهونی بخاطریه سگ گوشی داشتم.هرروزمیگفتم بیاوقشته نیومدهیچوقتم نیومدمیگفت مشکل دارم هیچوقت زن نمیگیرم ولی عاشقتم دوستدارم همش دروغ بودمن هرشب حالم بدوبدترمیشدتااینکه خواستگاربرام اومدبهش گفتم باورش نشدفک کردبازارگرمی میکنم قسم خوردم براش گفتم میخوام برم براهمیشه گفت پس من چی نفس من بعدتوچیکارکنم ازخداکفرمیکردوگریه میکروبهش گفتم خداحافظ اونم گفت خوشبخت شی من ازدواج کردم ولی چه ازدواجی تنم پیش یکی دیگه روحم جایی دیگه نتونستم ادامه بدم بعد6ماه جداشدم البته عروسی نکردم تاازدادگاه اومد رفتم سراغ شمارش خاموش بود
ب دوستش زنگ زدم گفت گفته نمیخوامت بروسرزندگیت الان6ماهه ازطلاقم گذشته همش کارم شده گریه والتماس دوستش که راضیش کنه هرچندم عاقبتی نداره ولی نمیتونم بخداسختمه سختمه.توروخدابه الکی اعتمادنکنین ازتون میخوام برام دعاکنیدحالم خوب شه منم خوش بخت شم اززندگیم لذت ببرم مث این همه آدم….رضاپست ترین آدم دنیاس شایددلنوشتموبخونه یادش بیادمن کی بودم براش……تمام….
این آروزی من باعشقم بود آی روزگاربمیری ایشالا

دلنوشته غمگین عارفه 23 ساله از خرمشهر کیفیت 320 و 128
157 مشاهده

دلنوشته پاییزی ایلیا 21 ساله از اصفهان کیفیت 320 و 128

دلنوشته پاییزی ایلیا 21 ساله از اصفهان کیفیت 320 و 128

دلنوشته پاییزی ایلیا 21 ساله از اصفهان کیفیت 320 و 128

دلنوشته پاییزی ایلیا 21 ساله از اصفهان

وقتی ۱۷سالم بود تو یه عروسی بایکی از دخترای فامیل پدریم اشنا شدم

اون از من شماره گرفت و شمارشو بم دادمن اهل دوستی و عشق نبودم ولی اون یادم داد اوایل در در حد هفته ای یه پیام ولی کم کم بیشتر شد جوری که من به وجودش محتاج شدم تا اینکه بعد یک سال براش خواستگار اومد اون یه چیزایی میگفت ولی واضح نگفت که منو میخواد البته منم نگفتم بعد از خواستگاریش باپسره عقد کرد وکمتر به من اس میداد منم نمیتونستم تحمل کنم وشاید نمیدونستم عاشق شدم بعد چند ماه دلمو به دریا زدمو بش گفتم کاش مال من بودی اونم برام یه نامه نوشت یادمه نوشته بود اونم عاشق منه ولی همش منتظر بود من بش بگم وپیشنهاد خواستگاری بدم وقتی نامشو خوندم دنیا رو سرم خراب شد دونفر عاشق هم بودن ولی به هم نگفتن باهاش قرار گذاشتم رفتیم بیرون بدون اجازه نامزدش ازش خواستم باهام ازدواج کنه باورم نمیشد که دارم به یه دختر متاهل پیشنهاد ازدواج میدم اما نمیخواستم مدیون دلم شم قبول نکرد گفت ابروی خونوادم میره اگه طلاق بگیرم چندوقت گذشت دیگه خبری ازش نبود داشتم روانی میشدم دوباره باهاش قرار گذاشتم اول قبول نکرد ولی گفتم بیای یا نیای من سر جای قرارمون میخوام خودمو از این زندگی بی تو راحت کنم و واقعا میخواستم همین کارو کنم اما سر قرار اومد باورش نمیشد که من بخوام خودکشی کنم ولی یکم باهاش حرف زدم از زبونش در رفت که خودشم از پسره خوشش نمیاد ولی بخاطر اینکه اقوام باباشه نمیخواد طلاق بگیره منم گفتم باشه دستمو جلوش گرفتم وتیغو گذاشتم رو رگم که زد زیر دستم یه باره دستمو گرفتم تیغ دستمو زده بود اولش هردومون شکه شدیم چون خون یه بند داشت میومد وفکر کردیم رگ دستمو زدم من داشتم از هوش میرفتم کل زمین خون شده بود الهام دست منو باز کرد متوجه شدیم که رگمو نزدم وتیغ به کف دستم خورد ولی بریدگی عمیق بود بعد از اون جریان وبیمارسان وبخیه دست من هردو باناراحتی رفتیم خونمون شبش بم پیام داد خیلی دوست دارم منم نوشتم ثابت کن گفت اگه ثابت کنم تو پشتمی گفتم اره بعدش بهم گفت چند وقت دیگه تولدته دوس داری چی برات بخرم گفتم برگه طلاقت بزرگ ترین کادو برامن فرداصبحش پیام داد باشه باورم نمیشد ولی راست میگفت بعد از کلی دردسر که دوتاییمون کشیدم جدا شدن ومن انگار دنیارو بم داده بودن دیگه غم نداشتم به عشقم رسیدم ولی این خوشبختی دووم نداشت بعد از یکی دوماه براش خواستگار اومد بهم گفت بیا خواستگاریم من گفتم فعلا شرایطشو ندارم این خواستگارتم رد کن بره گفت هر چی بابام بگه منم جا خوردم گفت اگه منو میخوای یه کاری کن منم به بابام گفتم برام برو خواستگاری بابام گفت فکرامو کنم تحقیق کنم چشم منم همینو به الهام گفتم ولی اون همون شب به خواستگارش جواب مثبت داد وباهم ازدواج کردن منم بعدش به قدری ناراحت بودم که با فوشو دریوری ازش جداشدم وبعد شب عقدش به خواسگارش زنگ زدمو همه چیزو گفتم وقتی حرفم تموم شد گفت خودم همه چیزو میدونم گمشو وبم خندید احساس کردم فقط یه بازیچه بودم بعد از این اتفاق درسو ول کردمو رفتم خدمت والان چند ماهی میشه که تو یه شرکت مشغول کارم والهام الان یه دختر داره ومنم هر روز نامه هاشو میخونم اهنگ مورد علاقشو گوش میدم کف دستمو نگا میکنمو به یاد خاطراتمون گریه میکنم دیگه بریدم نمیتونم الهام اگه توهم این خاطره تلخو شیرینو خوندی بدون من هنوز رو قولم هستم هنوز به هیچ دختری نگا نکردمو هنوزم عاشقتم ولی تو زیر قولت زدی کاش اونروز نمیزدی زیر دستم ای کاش…..
هرکی میتونه به عنوان یه دوست بم کمک تا از اوضاع درام

دلنوشته پاییزی ایلیا 21 ساله از اصفهان کیفیت 320 و 128
148 مشاهده